ميرزا خانلرخان

26

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

مملكت روم از تصرف رومى انتزاع نمود ، كليساى مزبور را تبديل به مسجد كرد . خلاصه اينطور بنا به تصور نمىآيد . بعد از اينكه جميع جزئيات اوصاف آن را شخص بنويسد ، بلكه نقشهء آن را بكشد ، باز كسى كه نديده نمىداند چه طور بايد تصور كرد . العظمة لا لله فتبارك احسن الخالقين كه در خلقت اين انسان چه مايه استعداد علم و قدرت ابداع و اختراع فرموده كه منشاء و مصدر چه آثار و صنايع مىتواند شد . شب پنج‌شنبهء چهارم ربيع الاول باز به يالى رفتم و آنشب را براى مرخصى و وداع در خدمت جناب وزيرمختار بسر رفت . كمال التفات را بجا آورد . الحق معنى مردى و انسانيت را بدست آورده . وجودش براى خدمت دين و دولت مغتنم است . آنچه در آن چند روزهء توقف آنجا تجسس كردم احدى از تبعهء دولت عليه را منكريك حالت و حركت او نديدم و از قراريكه مخالف و موألف ، تبعه و غير تبعه مىگفتند ، در هرمهم و هرمرحله گوى سبقت از جميع سفراى خارجهء مقيم اسلامبول ربوده . سلطان و اولياى دولت عثمانى طوعا او كرها روى گفت‌وگو با او و گوش به قول او دارند . تبعهء دولت عليه در پناه كفالت و كفايت او چنان آسوده و با عظم حركت مىكنند كه به تصديق همه ، خودشان در خانه‌هاى خودشان آنطور عظم و اعتبار و احترام ندارند . * * * روز پنج‌شنبهء چهارم ربيع الاول ، دو ساعت به غروب مانده از سفارت اسلامبول نقل به « واپور « 1 » » فرانسه كرده ، دو ساعتى شب حركت كرديم . اولا اجمالى از وضع واپور اينكه يك دستگاه عمارت عالى معظمى ساخته‌اند از چوب و آهن ، مشتمل بر سه مرتبه . تحتانى منقسم است به سه قسمت : قسمت وسط كارخانه معظمى است مملو از چرخهاى غريب و عجيب و دو دستگاه ديك بخار كه آن دستگاه مبدا حركت كشتى است . فرش و دروديوار و سقف آن فضا همه آهن و مفرغ و برنج است . در قسمت جنبين اين‌كه در مقدم و مؤخر

--> ( 1 ) - كشتى